نگاهی به فضا از همه دیدها

در ستاره‌شناسی

فضا قسمت‌های نسبتاً تهی کیهان است که بیرون از جوّ سیارات قرار دارد. فضا را گاهی برای تمایز از فضای جوّ و مکان‌های زمینیِ، «فضای بیرونی» می‌نامند.

از آنجا که جوّ زمین ناگهان تمام نمی‌شود، بلکه کم‌کم با افزایش ارتفاع رقیق می‌شود، مرز مشخصی میان فضا و جوّ وجود ندارد. در ایالات متحده آمریکا، به افرادی که بالاتر از بلندای ۵۰ مایلی (۸۰ کیلومتری) سفر کنند، فضانورد گفته می‌شود. ارتفاع ۴۰۰٬۰۰۰ پایی (۱۲۰ کیلومتری) مرزی است که آثار جوّی در ورود دوباره مشهود می‌شوند. غالباً از ارتفاع ۱۰۰ کیلومتری به عنوان مرز میان جوّ و فضا یاد می‌شود.

در ریاضیات

در ریاضیات، فضا مجموعه‌ای است که معمولاً ساختار اضافی‌ای هم دارد.

برای نمونه، نگاه کنید به فضای اقلیدسی، فضای برداری، فضای برداری هنجارین، فضای باناخ، فضای ضرب داخلی، فضای هیلبرت، فضای توپولوژیک، فضای یکنواخت، و فضای متریک.

در روانشناسی

اصطلاح فضای درون گاهی برای توصیف محتویات ذهن انسان به کار برده شده‌است.

در معماری

با اینکه بسیاری از معماران، فضا را ذات و ماهیت معماری می‌دانند و با وجود مطالب زیادی که در باب اهمیت فضا در معماری عنوان شده و می‌شود، در فرهنگ‌ها و دانشنامه‌ها تعریفی از مفهوم فضا در معماری به چشم نمی‌خورد. فقدان واژه فضا در کتاب‌های مرجع معماری نیز کاملاً قابل توجه و تعجب‌انگیز است.

دلیل این امر شاید این باشد که تلقی و کاربرد معماران از واژه فضا چنان واضح است که نیازی به توضیح واژه‌ای کاملاً مشخص، احساس نمی‌کنند. اما این برهان ساده، آنجا که درمی‌یابیم این واژه در متن تاریخ طولانی معماری نسبتاً جدید می‌باشد و در دهه‌های اخیر مفهومی بحث‌انگیز بوده‌است، اعتبار خود را از دست می‌دهد.

با توجه به کمبود منابع جامع درباره فضای معماری و جدید بودن این مبحث، برای تبیین مفهوم فضا در تئوری معماری، بایستی به دیدگاه‌های معماران و نظریه‌پردازان در مورد مفهوم فضای معماری استناد نماییم. در میان نظریه‌پردازان معماری مدرن، برونو زوی و زیگفرید گیدئون از جمله افرادی هستند که به شکل نسبتاً جامعی مفهوم فضای معماری را مورد کنکاش قرار داده و سعی نموده‌اند اهمیت آن را در معماری بازنمایانند.

برونو زوی معماری را هنر فضا و فضا را ذات معماری معرفی می‌کند، ولی او طبیعت فضای مورد بحث را مشخص نمی‌نماید. برداشت او از فضا صورت واقع‌گرایانه دارد. به اعتقاد او، نماها و دیوارهای یک خانه، کلیسا یا کاخ مهم نیست که چقدر زیبا باشند، آنها تنها ظرف‌اند و به جعبه شکل می‌دهند، نهاد و مظروف فضای داخلی است. ذات معماری برای زوی، سازمان‌دهی معنادار فضا از طریق فرایند محدودسازی است. بنابراین از این دیدگاه، فضا ماده‌ای با گسترش یکسان است که می‌توان از طریق تعیین محدوده‌ها در آن، به شیوه‌های مختلف به آن شکل داد.

برونو زوی با تعمیم مفهوم فضای معماری، فضای جدیدی با عنوان فضای شهری را نیز تعریف می‌نماید. او بر این عقیده‌است که تجربه فضایی معماری در شهر تداوم می‌یابد، در خیابان‌ها، میدان‌ها، کوچه‌ها، پارک‌ها، استادیوم‌های ورزشی، حیاط خانه‌ها و در هر جایی که ساخته دست انسان خلاءها را محدود کرده و فضاهای بسته‌ای بوجود آورده‌است. اگر در داخل بنایی فضا محدود به شش سطح باشد (کف، سقف و چهار دیوار)، بدین مفهوم نیست که خلاء بسته شده در پنج سطح (مانند یک حیاط یا یک میدان) به جای شش سطح، فضا به شمار نمی‌آید. اما آیا می‌توان حرکت در فضای بزرگراه مستقیم‌الخط و یکنواختی را که کیلومترها در دشتی غیرمسکونی پیش رفته‌است، به عنوان یک تجربه فضایی مطرح ساخت؟ مسلم است آنچه در جهت دید به‌وسیله یک سطح چه از طریق دیوارسازی و یا از طریق کاشتن درخت و یا به‌وسیله عناصری که فضاهای معماری را متمایز می‌کنند، محدود شده باشد، فضای شهری محسوب می‌شود. زوی با استناد به توضیحات فوق، چنین نتیجه‌گیری می‌کند که هر بنا هم‌زمان دو فضا را بوجود می‌آورد: فضای داخلی که به‌وسیله اثر معماری معین شده‌است و فضای خارجی یا شهری که به‌وسیله آن اثر معماری و آثار نزدیک به آن ایجاد شده‌است.

مفهومی که برونو زوی از فضای معماری مطرح می‌نماید، هنوز پذیرش عام دارد و مورد استناد بسیاری از نظریه‌پردازان می‌باشد. برای نمونه به گفته وان درلان، فضای معماری با برافراشتن دو دیوار پا به عرصه وجود می‌نهد، دو دیوار فضایی جدید میان خود پدید می‌آورند که از فضای طبیعی پیرامون آنها مجزا می‌شود.

در واژه‌نامه تخصصی معماری واژه فضا در حوزه معماری و هنرهای دیداری این گونه تعریف شده‌است:

فضا: حوزه‌های گسترش یابنده و در عین حال فراگیرنده بوده و جایگاهی یا محیطی را در ابعاد جسمانی یا فیزیکی و روانشناختی تعریف می‌نماید. از کل روابط شکل، رنگ و حرکت شکل گرفته، گاه خالی یا منفی است و گاه فاصله میان عناصر را مشخص می‌نماید، خواه این فاصله در سطح باشد یا در عمق که توسط قواعد پرسپکتیو مجسم می‌شود. فضای دو بعدی فقط طول و عرض داشته، فضای تزئینی نیز به طول و عرض محدود می‌باشد. (سید صدر، ۱۳۸۰: ۴۱۲)

۱

۱. (۲) اجزاء و مثل اتاق‌ها و تالار و حیاط، جای تهی، حجم پر نشده و توخالی، کیفیت و بیان معماری. فضای سه بعدی: شامل عمق، طول و عرض. فضای چهار بعدی، علاوه بر ابعاد سه‌گانه بعد زمان را می‌رساند که به آن، فضای لایتناهی می‌گویند. تصویری است که توهم فضا در آن معادل بی کرانگی در محیط است.

فضای کنترل شدهٔ ساختمان: بخش‌هایی از فضای داخلی ساختمان که مورد کاربرد انسان‌ها قرار می‌گیرد و در طول اوقات سرد سال، گرم شده و طی اوقات گرم سال خنک می‌شود. شرایط دمای این فضاها در ساختمان باید در محدودهٔ آسایش باشد.

فضای کنترل شدهٔ ساختمان: بخش‌هایی از فضای درونی ساختمان که در اوقات گرم یا سرد سال ضروری نیست خنک یا سرد شوند. م. انبارها، پارکینگ‌هایی که از سه طرف با دیوار محصورند، دالان‌ها و مانند آن‌ها.

فضای معماری: فضایی که توسط سطوح، به شکل‌های گوناگون محدود گشته و به عملکردهای تعیین شده پاسخ می‌گوید که موضوع و جوهر اصلی معماری است.

فضای معماری: معماری عبارت است از علم و هنر شکل بخش فضای زیست انسان، به عبارت دیگر: معماری به وجود آورندهٔ فضایی است که انسان را از عوامل طبیعی مصون داشته و فعالیت زندگی فردی و اجتماعی او را در برگرفته و به نیازهای مادی و معنوی انسان پاسخگو خواهد بود.

پس می‌توان گفت: فضایی که توسط سطوح عمودی و افقی به وجود می‌آید، موضوع و جوهر اصلی معماری ست به عبارت دیگر موضوع اصلی و در حقیقت جوهر معماری فضا است. یک ساختمان، فقط مجموعه‌ای از طول، عرض و عمق نیست بلکه مجموعه‌ای است از اندازه‌های مختلف فضاهای خالی که انسان می‌تواند در آن حرکت و زندگی کند. (سید صدر، ۱۳۸۰: ۴۱۲)

در فیزیک

تعریف فضا در فیزیک مورد اختلاف است. مفاهیم گوناگونی که برای تعریف فضا استفاده شده‌اند عبارت‌اند از:

  • ساختاری که توسط یک مجموعه از «روابط فضایی» بین چیزها تعریف شده‌است
  • خمینه‌ای (منیفلدی) که توسط یک دستگاه مختصاتی تعریف شده باشد که در آن بتوان مکان چیزها را تعیین کرد
  • نهادی که اشیاء موجود در جهان را از تماس و برخورد با یکدیگر باز می‌دارد
  • وضعیتی در حوزهٔ معنایی وجود که «زمینه»ی اَشکال بروز یافته را فراهم می‌کند و بدین ترتیب حرکت و پویایی فیزیکی را ممکن می‌سازد.

در فیزیک کلاسیک، فضا، یک فضای اقلیدسی سه‌بعدی است که در آن هر موقعیتی را می‌توان با استفاده از سه مختصات توصیف کرد. فیزیک نسبیت از فضازمان به جای فضا استفاده می‌کند، فضازمان بصورت یک خمینه چهاربعدی مدل می‌شود.

از جمله پرسش‌های فلسفی دربارهٔ فضا عبارت‌اند از: آیا فضا مطلق است یا کاملاً نسبیتی است؟ آیا فضا هندسهٔ درست واحدی دارد یا اینکه هندسهٔ فضا فقط قرارداد است؟ از جمله شخصیتهای برجسته تاریخی‌ای که در مباحث موضع مشخصی داشته‌اند، می‌توان از آیزاک نیوتن (فضا مطلق است)، گاتفرید لایبنیتس (فضا نسبی است)، و هانری پوانکاره (هندسهٔ فضایی قراردادی است) نام برد.

تجربهٔ‌های ذهنی مرتبط با این پرسش‌ها، بحث سطل نیوتن و جهان کروی پوانکاره هستند.

نگاه کنید به: مختصات کروی، مختصات دکارتی، فلسفه فیزیک

فضا

تصویر

واژه‌ای است که در زمینه‌های متعدد و رشته‌های گوناگون از قبیل فلسفه ، جامعه‌شناسی ، معماری و شهرسازی بطور وسیع استفاده می‌شود. لیکن تکثّر کاربرد واژه فضا به معنی برداشت یکسان از این مفهوم در تمام زمینه‌های فوق نیست، بلکه تعریف فضا از دیدگاههای مختلف قابل بررسی است.

مطالعات نشان می‌دهد با وجود درک مشترکی که به نظر می‌رسد از این واژه وجود دارد، تقریباً توافق مطلقی در مورد تعریف فضا در مباحث علمی به چشم نمی‌خورد و این واژه از تعدد معنایی نسبتاً بالایی برخوردار است و تعریف مشخص و جامعی وجود ندارد که دربرگیرنده تمامی جنبه‌های این مفهوم باشد. فضا یک مقوله بسیار عام است. فضا تمام جهان هستی را پر می‌کند و ما را در تمام طول زندگی احاطه کرده‌ است و ... .
فضا ماهیتی جیوه مانند دارد که چون نهری سیال ، تسخیر و تعریف آن را مشکل می‌نماید. اگر قفس آن به اندازه کافی محکم نباشد، به راحتی به بیرون رسوخ می‎کند و ناپدید می‌شود. فضا می‌تواند چنان نازک و وسیع به نظر آید که احساس وجود بعد از بین برود (برای مثال در دشتهای وسیع ، فضا کاملاً بدون بعد به نظر می‌رسد) و یا چنان مملو از وجود سه بعدی باشد که به هر چیزی در حیطه خود مفهومی خاص بخشد.

با اینکه تعریف دقیق و مشخص فضا دشوار و حتی ناممکن است، ولی فضا قابل اندازه‌گیری است. مثلاً می‌گوییم هنوز فضای کافی موجود است یا این فضا پر است. نزدیکترین تعریف این است که فضا را خلأی در نظر بگیریم که می‌تواند شیء را در خود جای دهد و یا از چیزی آکنده شود. نکته دیگری که در مورد تعریف فضا باید خاطر نشان کرد، این است که همواره بر اساس یک نسبت که چیزی از پیش تعیین شده و ثابت نیست، ارتباطی میان ناظر و فضا وجود دارد. بطوری‌ که موقعیت مکانی شخص ، فضا را تعریف می‌کند و فضا بنا به نقطه دید وی به صورتهای مختلف قابل ادراک می‌باشد.

سیر تحول تاریخی مفهوم فضا

فضا مفهومی است که از دیرباز توسط بسیاری از اندیشمندان مورد توجه قرار گرفته و در دوره‌های مختلف تاریخی بر اساس رویکردهای اجتماعی و فرهنگی رایج ، به شیوه‎های گوناگون تعریف شده است. مصریها و هندیها با اینکه نظرات متفاوتی در مورد فضا داشتند، اما در این اعتقاد اشتراک داشتند که هیچ مرز مشخصی بین فضای درونی تصور (واقعیت ذهنی) با فضای برونی (واقعیت عینی) وجود ندارد. در واقع فضای درونی و ذهنی رویاها ، اساطیر و افسانه‌ها با دنیای واقعی روزمره ترکیب شده بود.

آنچه بیش از هر چیز در فضای اساطیری توجه را به خود معطوف می‌کند، جنبه ساختی و نظام یافته فضاست، ولی این فضای نظام یافته مربوط به نوعی صورت اساطیری است که برخاسته از تخیل آفریننده‌ می‌باشد. در زبان یونانیان باستان ، واژه‌ای برای فضا وجود نداشت. آنها بجای فضا از لفظ مابین استفاده می‌کردند. فیلسوفان یونان فضا را شیء بازتاب می‌خواندند.


  • افلاطون مسئله را بیشتر از دیدگاه تیمائوس (Timaeus) بررسی کرد و از هندسه به عنوان علم الفضاء برداشت نمود، ولی آن را به ارسطو واگذاشت تا تئوری فضا (توپوز) را کامل کند.

  • از نظر ارسطو فضا مجموعه‌ای از مکانهاست. او فضا را به عنوان ظرف تمام اشیاء توصیف می‌نماید. ارسطو فضا را با ظرف قیاس می‌کند و آن را جایی خالی می‌داند که بایستی پیرامون آن بسته باشد تا بتواند وجود داشته باشد و در نتیجه برای آن نهایتی وجود دارد. در حقیقت برای ارسطو فضا محتوای یک ظرف بود.

  • لوکریتوس (Lucretius) نیز با اتکاء به نظریات ارسطو ، از فضا با عنوان خلاء یاد نمود. او می‌گوید: همه کائنات بر دو چیز مبتنی است: اجرام و خلاء، که این اجرام در خلاء مکانی مخصوص به خود را دارا بوده و در آن در حرکت‌اند. در یونان و بطور کلی در عهد باستان دو نوع تعریف برای فضا مبتنی بر دو گرایش فکری قابل بررسی است:

تعریف افلاطونی که فضا را همانند یک هستی ثابت و از بین نرفتنی می‌بیند که هرچه بوجود آید، داخل این فضا جای دارد. تعریف ارسطویی که فضا را به عنوان Topos یا مکان بیان می‌کند و آن را جزئی از فضای کلی‌تر می‌داند که محدوده آن با محدوده حجمی که آن را در خود جای داده است، تطابق دارد. تعریف افلاطون موفقیت بیشتری از تعریف ارسطو در طول تاریخ پیدا کرد و در دوره رنسانس با تعاریف نیوتن تکمیل شد و به مفهوم فضای سه‌بعدی و مطلق و متشکل از زمان و کالبدهایی که آن را پر می‌کنند، درآمد.
  • جیوردانو برونو (Giordano Bruno): در قرن شانزدهم با استناد به نظریه کپرنیک ، نظریه‌هایی در مقابل نظریه ارسطو عنوان کرد. به عقیده او فضا از طریق آنچه در آن قرار دارد (جداره‌ها) ، درک می‎شود و به فضای پیرامون یا فضای مابین تبدیل می‌گردد. فضا مجموعه‌ای است از روابط میان اشیاء و آنگونه که ارسطو بیان داشته است، حتماً نمی‎بایست که از همه سمت محصور و همواره نهایتی داشته باشد.

    در اواخر قرون وسطی و رنسانس ، مجدداً مفهوم فضا بر اساس اصول اقلیدسی شکل گرفت. در عالم هنر ، جیوتو نقش مهمی را در تحول مفهوم فضا ایفا کرد، بطوری‌که او با کاربرد پرسپکتیو بر مبنای فضای اقلیدسی ، شیوه جدیدی برای سازمان‎ دهی و ارائه فضا ایجاد کرد.

دوره رنسانس

با ظهور دوره رنسانس ، فضای سه ‌بعدی به عنوان تابعی از پرسپکتیو خطی معرفی گردید که باعث تقویت برخی از مفاهیم فضایی قرون وسطی و حذف برخی دیگر شد. پیروزی این شکل جدید از بیان فضا باعث توجه به وجود اختلاف بین جهان بصری و میدان بصری و بدین ترتیب تمایز بین آنچه بشر از وجود آن آگاه است و آنچه می‌بیند، شد.

در قرون هفدهم و هجدهم ، تجربه‌گرایی باروک و رنسانس ، مفهوم پویاتری از فضا را بوجود آورد که بسیار پیچیده‌تر و سازماندهی آن مشکلتر بود. بعد از رنسانس به تدریج مفاهیم متافیزیکی فضا از مفاهیم مکانی و فیزیکی آن جدا و بیشتر به جنبه‌های متافیزیکی آن توجه شد، ولی برعکس در زمینه‌های علمی ، مفهوم مکانی فضا پر رنگتر گشت.

نظریه دکارت

دکارت از تأثیرگذارترین اندیشمندان قرن هفدهم ، در حدفاصل بین دوران شکوفایی کلیسا از یک ‌سو و اعتلای فلسفه اروپا از سویی دیگر ، می‌باشد. در نظریات او بر خصوصیت متافیزیکی فضا تأکید شده‌است، ولی در عین حال او با تأکید بر فیزیک و مکانیک ، اصل سیستم مختصات راست ‌گوشه (دکارتی) را برای قابل شناسایی کردن فاصله‌ها بکار برد که نمودی از فرضیه مهم اقلیدس درباره فضا بود. در روش دکارتی همه سطوح از ارزش یکسانی برخوردارند و اشکال به عنوان قسمتهایی از فضای نامتناهی مطرح می‌شوند. تا پیش از دکارت ، فضا تنها اهمیت و بعد کیفی داشت و مکان اجسام به کمک اعداد بیان نمی‌شد. نقش عمده او دادن بعد کمی به فضا و مکان بود

نظریات لایب‌نیتز و نیوتن

لایب‌نیتز از طرفداران نظریه فضای نسبی بود و اعتقاد داشت، فضا صرفاً نوعی سیستم است که از روابط میان چیزهای بدون حجم و ذهنی تشکیل می‌شود. او فضا را به عنوان نظام اشیای همزیست یا نظام وجود برای تمام اشیایی که همزمان‌ هستند، می‌دید. بر خلاف لایب‎نیتز ، نیوتن به فضایی متشکل از نقاط و زمانی متشکل از لحظات باور داشت که وجود این فضا و زمان مستقل از اجسام و حوادثی بود که در آنها قرار می‌گرفتند.

در اصل ، او قائل به مطلق بودن فضا و زمان (نظریه فضای مطلق) بود. به عقیده نیوتن فضا و زمان اشیایی واقعی و ظرفهایی به گسترش نامتناهی هستند. درون آنها کل توالی رویدادهای طبیعی در جهان ، جایگاهی تعریف شده می‌یابند. بدین ترتیب حرکت یا سکون اشیاء در واقع به وقوع می‌پیوندد و به رابطه آنها با تغییرات دیگر اجسام مربوط نمی‌شود.

نظریه کانت

1800 سال بعد از ارسطو ، کانت فضا را به عنوان جنبه‌ای از درک انسانی و متمایز و مستقل از ماده ، مورد توجه قرار داد. او جنبه‌های مطلق فضا و زمان در نظریه نیوتن را از مرحله دنیای خارجی تا ذهن انسان گسترش داد و نظریات فلسفی خود را بر اساس آنها پایه‌گذاری کرد. به عقیده کانت ، فضا و زمان مسائل مفهومی و شهودی هستند که دقیقاً در ذهن انسان و در ساختار فکری او جای دارند و از ارگانهای ادراک محسوب می‌شوند و نمی‌توانند قائم به ذات باشند.

فضا مفهومی تجربی و حاصل تجارب بدست آمده در دنیای بیرونی نیست. می‌توانیم صرفاً فضا را از دیدگاه انسان تعریف کنیم. فرای وضعیت ذهنی ما ، باز نمودهای فضا به هر شکلی که باشد، معنایی ندارد، چون که نه نشانگر هیچ یک از ویژگیها و مقادیر فضاست و نه نشانی از آنها در رابطه‌شان با یکدیگر. بدین ترتیب و با این دیدگاه آن چه ما اشیای خارجی می‌نامیم، هیچ چیز دیگری جز نمودهای صرف احساسهای ما نیستند که شکلشان فضاست.

دیدگاه هگل

هگل به حقیقت فضا و زمان معتقد نبود. در نظر او زمان صرفاً توهمی است که ناشی از عدم توانایی ما در دیدن کل است. در فلسفه برگسون نیز فضا به عنوان مشخصه ماده از قطع جریانی برمی‌خیزد که حقیقت است. برعکس زمان خصوصیت اساسی زندگی یا ذهن است. به عقیده او زمان ، زمان ریاضی نیست، بلکه تجمع همگن لحظات است و زمان ریاضی در واقع شکلی از فضاست.



img/daneshnameh_up/5/5e/origins.jpg




فضا در فیزیک

تعریف فضا در فیزیک مورد اختلاف است. عقاید متنوعی که برای تعریف فضا استفاده شده‌اند شامل موارد ذیل می‌باشند:
  • ساختاری که با یک مجموعه از "ارتباطات فاصله‌ای" بین اشیاء تعریف شده است.

  • یک مانیفولد که بوسیله یک سیستم مختصات (جایی که یک شیئ می‌تواند قرار گیرد( تعریف شده باشد.
  • یک نهاد که تمام اشیاء موجود در جهان را از تماس با یکدیگر باز می‌دارد.

در فیزیک کلاسیک ، فضا یک فضای اقلیدسی سه بعدی است، جایی که هر موقعیتی با استفاده از سه مختصات توصیف می‌شود. فیزیک نسبیت از فضا-زمان بجای فضا استفاده می‌نماید، فضا-زمان به صورت یک مانیفولد چهار بعدی مدل شده است. سوالات فلسفی درباره فضا شامل:

آیا فضا مطلق یا بصورت خالص نسبیتی است؟ آیا فضا یک هندسه صحیح دارد یا اینکه هندسه فضایی فقط یک قرار داد است؟ شخصیتهای برجسته تاریخی مثل آیزاک نیوتن (Isaac Newton) (فضا مطلق است) ، لایب نیتز Gottfried Leibniz (فضا نسبیتی است) و هنری پوآنکاره (Henri Poincare) (هندسه فاصله‌ای یک قرار داد است)، از سردمداران این منازعه می‌باشند. فضا بخشهای نسبتا خالی کیهان است، بیرون از اتمسفر سیارات. گاهی به نام "فضای خارجی" نامیده می‌شود تا از فضای هوایی مکانهای خاکی تمیز داده شود.

از آنجائی که اتمسفر زمین هیچ سراشیبی یا بریدگی ناگهانی ندارد، بلکه بصورت تدریجی با افزایش ارتفاع رقیق می‌شود، هیچ مرز مشخصی بین فضا و اتمسفر وجود ندارد. در زمین ، به افرادی که بالاتر از ارتفاع 80 کیلومتری (50 مایل) سفر می‌کنند، فضانورد می‌گویند. ارتفاع 120 کیلومتری (400،000 فوت یا 75 مایل) مرزی را تعیین می‌کند که اثرات اتمسفر در هنگام بازگشت قابل توجه می‌شوند. همچنین غالبا ارتفاع 100 کیلومتری (یا 62 مایلی) برای مرز بین اتمسفر و فضا استفاده می‌شود.

مباحث مرتبط با عنوان


فضا کجا است؟

فضا کجا است؟ اغلب درباره سفرهای فضایی مطالبی می‌شنویم، اما به راستی مرز بین فضا و زمین کجا است؟ از چه منطقه‌ای باید گذر کنیم تا اسم‌ ما نیز در فهرست پرافتخار فضانوردان ثبت شود؟ این مقاله تلاش دارد تا به این پرسش اولیه پاسخ گوید.

فضای بیرونی [Outer Space]  که به اختصار فضا نیز نامیده می‌شود، به منطقه‌ای نسبتاً خالی از جهان اطلاق می‌گردد که بعد از لایه جو اجرام سماوی قرار دارد. بنابراین اگر در ماه  زندگی کنیم، پا در ماه و سر در فضا داریم چون این جرم سماوی فاقد جو است اما اوضاع در زمین متفاوت است و برای رسیدن به فضا باید کیلومترها از سطح این جرم سماوی دور شویم.

NOAA  نمایی از لایه‌های مختلف جو زمین -
لایه‌های مختلف جو زمین

در یک تقسیم‌بندی کلی می‌توان جهان هستی را به سه منطقه فضای خاکی، فضای جوی و فضای بیرونی تقسیم کرد. فضای خاکی بخشی از جهان را تشکیل می‌دهد که مولکولهای جامد با گرد آمدن در کنار هم جرمی سماوی را تشکیل داده باشند. فضای جوی قسمتی از دنیا است که چگالی مولکولهای گاز در آن به قدری است که نمی‌توان آن فضا را تهی فرض کرد. جو ناهید، زمین، بهرام یا قسمت اعظم سیاره‌های مشتری‌گونه مانند مشتری، کیوان و اورانوس از این دسته هستند. اما فضای بیرونی منطقه‌ای است که علی‌رغم تصور عامه مردم خالی و تهی نمی‌باشد بلکه چگالی مواد در این ناحیه بسیار اندک است. در فضای بیرونی غالباً گاز هیدروژن، یونها، ذرات تشکیل دهنده اتم (الکترونها و پروتونها) و گاهی اوقات غبارهای فضایی یافت می‌شود اما میزان این مواد در گستره عظیم این منطقه چنان کم است که می‌توان به نسبت فضای خاکی و یا جوی، آنجا را تهی فرض کرد.

زمین از جمله مناطقی در جهان است که هر سه فضا را در خود دارد. مرز بین فضای خاکی و فضای جوی کاملاً مشخص و معلوم می‌باشد. اما برعکس مرز مشخصی بین فضای جوی و فضای بیرونی وجود ندارد. جو زمین با افزایش ارتفاع رقیق می‌شود و به تدریج جای خود را به فضای بیرونی می‌دهد. از این رو مرزی مجازی برای گذر از فضای جوی به فضای بیرونی تعریف شده است. با توجه به کاربردها و نگاه‌های متفاوت چندین مرز به وجود آمده است.

طبق تعریف فدراسیون بین‌المللی هوانوردی، خط کارمن [Karman Line] در ارتفاع ۱۰۰ کیلومتری از سطح متوسط دریاها مرز بین هوا و فضا است. این تعریف به این دلیل انتخاب شده است که بعد از این ارتفاع غلظت جو به دلیل افزایش ناگهانی و شدید دما به قدری کاهش می‌یابد که می‌توان از نیروی پسای ناشی از برخورد مولکولهای جو با شئ پرنده صرف‌نظر کرد و یا از منظری دیگر غلظت جو زمین به قدری کاهش می‌یابد که سرعت لازم برای تولید نیروی برآ توسط هواپیماها از سرعت لازم مداری فضاپیماها بیشتر می‌شود.

از دیگر سو طبق تعریف رسمی ایالات متحده آمریکا فردی که قادر باشد در ارتفاعی بیش از ۸۰ کیلومتر از سطح زمین پرواز کند، مفتخر به کسب عنوان فضانورد خواهد شد. این ارتفاع جایی است که لایه مزوسفیر [Mesosphere] تمام می‌شود. اما مهندسان طراح هوافضا، هنگام طراحی و یا شبیه‌سازی بازگشت اجرام به جو زمین، گذر از ارتفاع ۱۲۰ کیلومتری را عبور از مرز فضا به جو می‌شناسند. سرعت بسیار زیاد اجسام در بازگشت به جو دلیل تفاوت دیدگاه این دسته از مهندسان با گروه اول است. در سرعتهای بسیار زیاد، جو رقیق فاصله بین ارتفاع ۱۲۰ تا ۱۰۰ کیلومتری، پسای اتمسفری قابل توجهی تولید می‌کند.

فضای بیرونی خود شامل تقسیمات فراوانی است. بخشی از فضای بیرونی که در داخل منظومه شمسی  قرار دارد را فضای بین سیاره‌ای می‌نامند. با گذر از هلیوپاس ( [Heliopause] مرز منظومه شمسی، جاییکه بادهای خورشیدی با بادهای ستاره‌ای کهکشان راه‌شیری برخورد می‌کنند) وارد  قسمتی از فضای بیرونی می‌شویم که به آن فضای بین ستاره‌ای می‌گویند. در قدم بعدی با گذر از مرز کهکشان راه شیری وارد منطقه بسیار جدید و شگفت‌انگیزی می‌شویم که از آن با فضای بین کهکشانی یاد می‌شود.

عدم وجود جو در فضای بیرونی (یا به عبارت بهتر، غلظت بسیار اندک گاز و ذرات جامد در آن منطقه)، این قسمت از جهان را برای رصد آسمان در تمام گستره طول موج امواج الکترومغناطیسی ایده‌آل ساخته است. فقط در چنین محیطی است که تلسکوپ فضایی هابل قادر به دریافت امواجی از ۱۴ میلیارد سال پیش می‌گردد. امروزه بیشتر دانش ما از فضا مرهون چنین امکان بدیعی است که بشر را قادر می‌سازد فارغ از اغتشاشات جو بر موجی که دریافت می‌کند، وسعت دانش خود را افزایش دهد.

بودن در فضای بیرونی خطرات بی‌شماری برای موجودات زنده به همراه دارد.

 اولین خطر برای نوعی از زندگی که ما می‌شناسیم، عدم وجود اکسیژن است. نوع بشر برای بقا به اکسیژن جو احتیاج مبرم دارد و تنها هفت دقیقه نبود آن را تحمل می‌کند.

خطر دوم مربوط به فشار بسیار بسیار اندک هوا است که می‌توان آن را صفر فرض نمود. بدن انسان بعد از سالها بودن در شرایط سطح زمین خود را با فشار یک اتمسفری جو  مطابقت داده است. به این منظور ما فشار داخلی معادل یک اتمسفر در بدن خود داریم تا همچون یک قوطی خالی در اثر فشار جو زمین له نشویم . در شرایط خلاء این فشار داخلی باعث دردسر خواهد شد. البته موجود زنده‌ای که شرایط خلاء را تجربه می‌کند در اثر فشار داخلی دچار از هم‌ پاشیدگی نخواهد شد اما اتفاقات ناگوار دیگری برایش روی خواهد داد. برای مثال آب در اندام سطحی مانند چشمها و پوست شروع به جوشیدن و تبخیر شدن مي‌کند، مویرگها در اثر فشار داخلی پاره خواهند شد و مرگ دردناکی در انتظار وی خواهد بود.

فضا کجا است !!؟

فضا کجاست؟ اغلب درباره سفرهای فضایی مطالبی می‌شنویم، اما به راستی مرز بين فضا و زمین کجاست؟ از چه منطقه‌ای باید گذر كنیم تا اسم‌ ما نیز در فهرست پرافتخار فضانوردان ثبت شود؟ این مقاله تلاش دارد تا به این پرسش اولیه پاسخ گوید.

چند عکس از یوفو

 

 

 

مشاهده یوفو (UFO) در نقاط مختلف کره زمین

مشاهده یوفو (UFO) در نقاط مختلف کره زمین

مشاهده یوفو (UFO) در نقاط مختلف کره زمین

 در 5 فوریه 1965

سازمان دفاع آمریکا به قسمت ویژه یوفو دستور داد تا درباره گزارش دو متصدی رادار تحقیقی انجام دهند.این دو فرد در 29 ژانویه 1965 اجسام ناشناخته ای را در صفحه رادار فرودگاه مریلند مشاهده کرده بودند.این اجسام با سرعت غیر قابل باور 7000 کیلومتر بر ساعت از سمت جنوب رو به فرودگاه در حال حرکت بودند ناگاه در فاصله 48 کیلومتری فرودگاه فورآ دور زدندو از صفحه رادار خارج شدند.

 

در 3 می 1964 عده ای از ساکنان کانبرا در استرالیا از جمله 3 هواشناس،جسم درخشان بزرگی را در صبح در آسمتن مشاهده کردند.در که در مسیر شمال شرقی در حال پرواز بود.در تحقیقاتی که سازمان های وابسته به ناسا انجام دادند،گزارش شده که گفته اند این جسم با حرکت مارپیچ،رو به بالا و پایین میرفته و جسم کوچکتری در حال تعقیب آن بوده تا اینکه از جسم کوچکتر،نور قرمزی ساطع گشته و فورآ از بین رفته و جسم بزرگتر در جهت شمال غربی ناپدید گشته است.یکی از هواشناسان که خیلی بهت زده شده بود، میگفت: من همیشه یوفو ها را داستان می پنداشتم اما حالا که آنها را دیده ام

نمی دانم چه بگویم.

 در 23 نوامبر 1953

یک جسم ناشناس پرنده بر روی صفحه رادار پایگاه هوایی (کینروس) در (میشیگان) دیده شد.به ستوان هوایی (ر.ویلسون) که در حال پرواز آزمایشی بود،دستور داده شد که این جسم را تعقیب کند.متصدیان رادار،(ویلسون)را در صفحه میدیدند که 250 کیلومتر در حال تعقیب این جسم ناشناخته بود اما ناگاه این دو جسم در صفحه رادار یکی شدند و هر چه تلاش کردند تا با او تماس بگیرند،میسر نشد.به مدت چهار روز تمامی منطقه ای که این حادثه بر فراز آن اتفاق افتاده بود،مورد جستجوی بسیار دقیق و فراوان قرار گرفت اما هیچ چیزی حتی قطعه ای از بدنه هواپیما کشف نشد.آنها حتی از آب دریاچه (سوپریور) را که در نزدیکی محل حادثه قرار داشت برای یافتن روغن،مورد تحقیق قرار دادند اما نتیجه منفی بود و هیچ اثری از ستوان (ویلسون) و هواپیمایش یافت نشد .

 در 13 سپتامبر 1965

،چند دقیقه ای قبل از ساعت 1 بامداد،گروهبان پلیس (اوجن برتراند) که در حال حرکت در جاده (نیو هامپشایر) آمریکا بود،خودرویی را با راننده زنی پشت فرمان دید که در وسط جاده توقف کرده و به هیچ وجه حاضر به حرکت نبود.او ادعا می کرد جسم بزرگ سرخ رنگ پرنده ای را به مسافت 16 کیلومتر وی را تا جاده 101 تعقیب کرده و در انجا جسم در جنگل ناپدید شده.پلیس با خود اندیشید که احتمالآ این خانم دیوانه است،اما همین موقع از بی سیم خودرویش گزارشی دریافت کرد به این مظنون که گشتی دیگری با چنین اتفاقی رو به رو شده و به وی دستور رسید به محل گشتی همکارش (جین تولاند) برود. در آنجا نیز جئانی همان ادعای آن خانم را داشت. او از ترس آن جسم درخشان سرخ به درون چاله ای پناه برده بود.

این دو پلیس با بی میلی گزارش خود را فرستادند و به گشت خود ادامه دادند و مطمئن بودند این ادعا های خیالی توجیه منطقی دارد.آنها پس از 2 ساعت گشت در منطقه تصمیم به بازگشت گرفتند، که ناگهان 6 اسب از مزرعه ای به حالت تاخت فرار کردند و در یک لحظه منطقه با نوری قرمز رنگ روشن گردید.یکی از پلیس ها فریاد کشید:آنجا را نگاه کن آنجا! و جسم آتشین سرخ رنگ،بدون صدا و بسیار آهسته بر فراز درخت ها به طرف پلیس می آمدند.(برتراند فورآ به وسیله بی سیم به همکار خود این موضوع را گزارش داد.تولاند نیز خود را فورآ به مرکز رساند و گزارش داد.همکار آن دو پلیس در مرکز می گفت: صدای آنها را از دور می شنیدم که مرتب فریاد می کشیدند و من فکر می کردم که آنها دیوانه شده اند.

در تحقیقاتی که پیرامون این موضع به عمل آمد،58 شاهد عینی،این اتفاق را مانند یکدیگر بازگو میکردند.در بین این افراد یک هواشناس و یک نگهبان ساحلی نیز وجود داشت که صحت این ماجرا را تآیید کردند.

در 5 می 1967،

 شهردار (مارلین)، در (مالیوت)حفره عجیبی را در فاصله 620 متری جاده ای در یک مزرعه پیدا کرد.در اطراف حفره،دایره هایی به قطر 5/4 متر و به عمق 30 سانتی متر بر جا مانده بود.همچنین خطوطی به عمق 10 سانتی متر از این دایره ها به اطراف کشیده شده بود. این طور یه نظر میرسید که شبکه فلزی سنگینی در ان نقطه به زمین فشار وارد آورده است.در انتهای این خطوط،حفره های به عمق 35 سانتی متر وجود داشت که احتمالآ اثر پایه های شبکه فلزی بوده است.موضوع جالب توجه این بود که گرد سفید رنگی این حفره ها را پوشانده بود.

در باره این اتفاقات عجیب و نادر چه نظریه و هدفی را میتوانیم دنبال کنیم؟

متآسفانه شاهدان عینی برای اینکه نمی خواهند مورد تمسخر اطرافیان قرار گیرند،از بیان انچه که دقیقآ خود دیده اند خودداری میکنند و در نتیجه کار پژوهش را دشوار میکنند.

 در 6 نوامبر 1967

در برنامه ای طرف تلویزیون آلمان به نام (حمله از طرف فضا)خلبان شرکت (لوفتانزا) از واقعه ای که خود و چهار خلبان دیگر دیده است، صحبت نمودندآنها در 15 فوریه 1967 بین 10 تا 15 دقیقه قبل از فرود در فرودگاه سان فرانسیسکو جسمی بسیار درخشان را به قطر 10 متر در نزدیکی هواپیمای خود مشاهده کردند،که برای 15 دقیقه در کنارشان پرواز کرده بودند.انها وقتی مشاهدات خود را به دانشگاه کلرادو گزارش دادند جواب گرفتند که ان جسم قسمتی از یک موشک در حال سقوط بوده است. اما خلبان و همکارانش نمی توانستند بپذیرند که پس از هزاران کیلومتر پرواز جسمی به مدت 15 دقیقه در کنار آنان پرواز میکرده قسمتی از موشک است.

دو گزارش از (دای سادیوتچه زیتونگ) در تاریخ 21 و 23 نوامبر 1967 در مونیخ نوشته شده است:

 

(بلگراد.خبرنگار ویژه خبری)

اجسام پرنده ناشناسی یا اصطلاحآ یوفو ها در چند روز اخیر در چند قسمت اروپای غربی دیده شده اند.در اواخر هفته یک ستاره شناس مبتدی در (آگرام) از جسم درخشان فضایی عکس گرفته است.در حالی که هنوز متخصصان در حال اظهار نظر درباره این عکسها در روزنامه های (یوگسلاوی) میباشند،گزارش رسیده تعداد دیگری از یوفو ها در منطقه کوهستانی (مونتگرو) دیده شده و حتی گفته شده که چند آتش سوزی در مناطق جنگلی به وجود آمده.بیشتر این گزارشها از دهکده (ایوان گرید) بدست آمده است.و اهالی آنجا به مقدسات سوگند میخورند که در چند روز اخیر به هنگام غروب اجسام آسمانی درخشانی را مشاهده کرده اند.مسئولان مربوطه وقوع آتش سوزی های اخیر را تایید

کرده اند اما در باره علت آنها اظهار بی اطلاعاتی کرده اند.

 

(سوفیا.خبرگزاری بین المللی)

یک یوفو بر فراز سوفیا پایتخت بلغارستان مشاهده شده است.بر اساس گزارش خبرنگاران خبرگزاری بلغارستان (بتا)،این یوفو با چشم غیر مسلح نیز قابل رویت بوده.(بتا) اعلام کرد که این جسم پرنده بزرگتر از خورشید و شبیه به یک ذوزنقه بوده است.این جسم که توسط ستاره نما در سوفیا مشاهده شده است،از خود تشعشعات زیادی ساطع میکرده است.یکی از متخصصان علمی پژوهشگاه آب و هواشناسی بلغارستان نظر داده این جسم با قدرت خودش در حال پرواز در ارتفاع 30 کیلومتری از سطح زمین بوده است.

در هفتمین نشست کنگره پژوهشگران (یوفا)در پاییز 1967،پروفسور (هرمان اوبرت) که ملقب به پدر سفر فضایی و استاد (ورنر فون براون) میباشد،اظهار کرد: که یوفو هنوز یک مسئله حل نشده علمی است و شاید آنها،سفینه های فضایی متعلق به دنیاهای ناشناخته باشند.او همچنین گفت مطمئنآ افرادی که قادر به پرواز و هدایت چنین

سفینه های فضایی باشند،از لحاظ تمدن بشری بسیار پیشرفته تر از ما میباشند،و اگر ما عاقلانه بیندیشیم میتوانیم خیلی از اسرار و ناگفته های علمی را از آنها بیاموزیم،دکتر (اوبرت) که پیشرفت ساخت موتورهای موشک را ابداع نموده بعنوان مطرح ترین فرد در زمینه علوم هوا و فضا شناخته شده است.

 

جالب ترین و هیجان آمیزترین واقعه مربوط به اجسام آسمانی در ساعت 7:17 دقیقه صبح 30 ژوئن 1908 در (تایگا) سیبری به وقوع پیوست.مسافران راه آهن سراسری سیبری،جسمی درخشان را که مانند کره آتشینی بود دیدند که به سرعت از طرف جنوب به سمت شمال میرفت و در میان دشتها ناپدید گشت و قطار به علت صدای وحشتناک آن به شدت لرزید و در کمال تعجب چند لحظه بعد انفجار عظیمی رخ داد که بشدت زمین را تکان داد و تمامی ایستگاه های زلزله نگار دنیا زمین لرزه ای بزرگ را ثبت کردند.شدت این انفجار به اندازه ای بود که (ایرتوتسک) واقع در 885 کیلومتری محل حادثه که خود در نزدیکی (سیسموگراف) میباشد،به مدت یک ساعت پیوسته لرزید، و صدای انفجار آن تا 1000 کیلومتری شنیده شد.گله های فراوانی از گوزنهای شمالی از بین رفتند و عشایر بیابان گرد با چادرهایشان به هوا پرت شدند.

 از سال 1929

پروفسور (کولیک) شروع به جمع اوری گزارشهایی که شاهدان عینی گزارش داده بودند نمود.او پس از جمع آوری افراد و مقداری پول به منطقه کم جمعیت (تایگا) سفر نمود.آنها هنگامی که در سال 1927 به (استونی تونگوشکا) رسیدند مطمئن بودند با حفره عظیمی که در اثر برخورد شهاب سنگ به وجود آمده مواجه خواهند شد.اما وقتی به منطقه رسیدند فورآ نظریات آنان باطل شد.زیرا درختان اطراف تا شعاع 60 کیلومتری بی سر شده بودند و هر چه به مرکز انفجار نزدیکتر میشدند،زمینها سوخته تر و خالی از پوشش گیاهی می گردید، و درختان مانند تیر چراغ برق عاری ازشاخ و برگ شده بودند.در نزدیکی محل انفجار حتی ضخیم ترین درختان هم به طرف بیرون شکسته شده بودند.آثاری از یک برخورد عظیم به جای مانده بود.آنها بار دیگر نظریه برخورد شهاب سنگ را ازائه دادند ولی باز هم با شکست مواجه شد زیرا محل برخورد شهاب سنگ هر چه کاوشگران و محققان بررسی میکردند، تکه ای از شهاب سنگ یا نیکل پیدا نکردند.دو سال بعد با دستگا های حفاری پیشرفته مکانیکی، کار آنها دنبال شد.آنها تا عمق 36 متری زمین را کندند اما هیچ اثری از شهاب سنگ نیافتند.در سال 1961 و 1963 پژوهشگاه علوم روسیه دو دسته تحقیقات دیگری به (استونی تونگوشکا) فرستاد.گروهی که در سال 1963 به آنجا رفت تحت سرپرستی زمین شناسی به نام (سولوتف) بود.آنها پس ازبررسی ها و آزمایشات بسیار،نظر دادند که انفجار (تونگوشکا) یک انفجار هسته ای بوده است

UFOچيست؟

UFOچيست؟

UFO چيست؟

به هر گونه پدیده دیداری در آسمان که قابل شناسایی نباشد شیء ناشناس پرنده یا یوفو گفته می‌شود. مشاهده اشیاء ناشناس پرنده که بیشتر با نام بشقاب پرنده شناخته می‌شوند مدت‌هاست از سوی افراد بسیاری (بیش از شصت هزار مورد) گزارش می‌شود.

اشیای مشاهده شده در آسمان یا در روی زمین را که تعبیر و تفسیر رفتار، حرکت، نمای ظاهری، نورافشانی و سایر ویژگیهایشان در چارچوب دانش ما، مشکل یا غیر ممکن به نظر آید و یا ظاهرا چنان نشان دهد که فناوری آنها نتواند فناوری زمین باشد یوفو (UFO) می‌نامند. کلمه یوفو از ترکیب حرق اول نام انگلیسی این اشیاء یعنی Unidentified Flying Objects، گرفته شده و برابر فارسی آن «اشیای پرنده ناشناخته» است.

 این اشیاء را بشقابهای پرنده، اشیاء مرموز آسمان، اشیاء فضایی نامتعارف و نامهای دیگر نامیده‌اند. این نامها بویژه اصلاح بشقاب پرنده و برداشت مردم از ماهیت و منشأ آن توسط مطبوعات عنوان و منتشر و متداول شده‌است. در جامعه علمی از اصلاح بشقاب پرنده برای اشیاء یاد شده استفاده نمی‌شود، زیرا همه آنها به شکل بشقاب نیستند. اطلاعات جمع آوری شده درباره بشقابهای پرنده در چند دهه گذشته، شامل عکس، مشاهده راداری، شواهد عینی و اثرهای بجای مانده روی زمین یا محیط اطراف محل فرود این شی پرنده، همه دلالت بر وجود آن می‌کنند

فیلم از فضا

برای دانلود فیلم ها روی عکس ها کلیک کنید

 

         فیلم۲۱

   ۲.۱۳ مگا بایت

          فیلم۲۲

      ۱.۵۸مگا بایت

         فیلم۲۳

      ۲.۱۷مگا بایت

         فیلم۲۴

    ۳.۱۷مگا بایت

فیلم۲۵

۳۷۵کیلو بایت 

فیلم۲۶

۱.۵۶مگا بایت

فیلم۲۷

۶۵۶کیلو بایت 

فیلم۲۸

 ۱.۰۳مگا بایت

فیلم۲۹

۳۶۱ کیلو بایت 

فیلم۳۰

۶۵۰ کیلو بایت 

فیلم۳۱

۸۳۲ کیلو بایت 

فیلم۳۲

۱.۲۱مگا بایت 

فیلم۳۳

 ۵۰۵ کیلو بایت

فیلم۳۴

۳۴۴ کیلو بایت 

فیلم۳۵

۱۹۵ کیلو بایت 

فیلم۳۶

 ۳.۲۱مگا بایت

فیلم۳۷

۱.۲۱مگا بایت 

فیلم۳۸

۶۷۹ کیلو بایت 

فیلم۳۹

۱.۱۹مگا بایت 

فیلم۴۰

۱.۷۲مگا بایت 

 

980 KB

فیلم  ۱۳۱

728 KB

فیلم  ۱۳۲

3.92 MB

فیلم  ۱۳۳

2.50 MB

 فیلم ۱۳۴

7.70 MB

فیلم  ۱۳۵

2.18 MB

فیلم   ۱۳۶

768 KB

فیلم  ۱۳۷

829 KB

فیلم   ۱۳۸

544 KB

فیلم ۱۳۹

705 KB

فیلم  ۱۴۰

4.01 MB

فیلم ۱۴۱

4.12 MB

فیلم ۱۴۲

 

980 KB

فیلم   ۱۴۳

 

عکس های جدید مریخ

چند روزی از فرود موفقیت آمیز مریخ نورد "کنجکاوی" گذشته است. تقریباً به هر کجای اینترنت که سری می زنید، به هر شبکه تلویزیونی که نگاه می کنید و یا به هر موج رادیویی که گوش می دهید، شخصی درباره نشست موفقت آمیز مریخ نورد ناسا حرف می زند. پایان "هفت دقیقه وحشت"، یکی از چالش برانگیزترین فرودها بر سطح سیاره ای دیگر. اما این پایان، تازه آغاز ماجراست. حال زمان شروع بخش اصلی ماموریت و جستجو برای حیات در مریخ است. پس با ما همراه باشید تا از آخرین اخبار مریخ مطلع گردید...

در ادامه این مطلب جدیدترین عکس های ارسالی مریخ نورد "کنجکاوی" را می بینید. با توجه به تعداد بالای عکس هایی که در روزهای آینده نیز ارسال خواهند شد، بجای ایجاد تاپیک جدید برای هر عکس، کلیه عکس ها را در همین مقاله قرار خواهیم داد. این امر از لحاظ ایجاد مبحثی جامع است که کلیه تصاویر جدید مریخ را پوشش دهد و بدین ترتیب از پراکندگی عکس ها در مطالب مختلف جلوگیری خواهیم نمود. امیدواریم از دیدن عکس های جدید مریخ لذت ببرید...

 

اولین مطلب من

سلام من الهه هستم

واینجمام تابه شماکمک کنم هرچیزی که می خواهیدبرایتان بگزارم

امیدوارم که مطالب موردنظرخودرادراینجاپیداکنید.

اخترشناسان برای اولین بار موفق به رصد سیاره‌ای شبه زمینی در مدار ستاره‌ای شبه خورشیدی و در منطقه‌ای قابل سکونت از فضا شدند.

این سیاره جدید یکی دیگر از جدیدترین رصدهای تلسکوپ کپلر است، تلسکوپی که در جستجوی نشانه‌هایی از نوسان نور ستاره‌ها به واسطه عبور یک سیاره از برابر آنها است، پدیده ای که آن را «گذر» می‌نامند.

«آلن باس» یکی از اعضای تیم پروژه کپلر از موسسه کارنگی می‌گوید این کشف مدرکی مستحکم برای پشتیبانی از این ایده است که ما در جهانی زندگی می‌کنیم که مملو از حیات است. کپلر در آستانه کشف فراوانی سیاره های شبه زمینی و قابل سکونت در کهکشان است.

سیاره جدید با نام کپلر 22b در فاصله 600 سال نوری و در مدار ستاره ای مشابه خورشید، ستاره نوع G در حرکت است. وسعت این سیاره 2.4 برابر زمین است و هر 290 روز یکبار به دور ستاره‌اش می‌چرخد در حالی‌که در منطقه قابل سکونت از ستاره‌اش واقع شده، منطقه‌ای که در آن امکان وجود آب در حالت مایع وجود دارد.

Photo:JPL

یک سیاره شبه زمینی کامل

کپلر با شیوه رصد خود نمی‌تواند جرم سیاره را تعیین کند و از این رو اخترشناسان از تلسکوپی دیگر برای کشف نشانه‌های کشش‌های گرانشی از سوی سیاره استفاده کردند اما تا کنون موفق به رصد چنین نشانه‌هایی در ستاره میزبان این سیاره نشده‌اند. این به آن معنی است که جرم سیاره باید کمتر از 36 برابر زمین باشد.

در این صورت جرم سیاره به جرم گروه سیاره‌های "ابر-زمینی" نزدیک است که وسعتی دو برابر وسعت زمین دارند. جرم و ابعاد محاسبه شده برای این سیاره به این معنی است که کپلر 22b سیاره‌ای سنگی است که می‌تواند حاوی آب مایع باشد. رصدهای زمینی در اواسط سال 2012 می‌تواند به اخترشناسان در تعیین جرم واقعی سیاره کمک کند، این رصدها می‌تواند به تعیین ساختار و ترکیبات سیاره منجر شود.

تاکنون دو سیاره سنگی دیگر در منطقه قابل سکونت سیاره‌هایشان کشف شده‌اند اما ستاره این سیاره‌ها بسیار سردتر از خورشید بوده است. اخترشناسان بر این باورند درجه حرارت بر روی سطح سیاره‌ای که به تازگی کشف شده 22 درجه سلسیوس است.

در جستجوی حیات بیگانه

تلسکوپ کپلر طی هزار روز گذشته به بیش از 150 هزار ستاره در میان صورت فلکی «قو» و «بربط» چشم دوخته است. تیم پروژه کپلر تاکنون بیش از دو هزار و 300 سیاره فرازمینی را به عنوان سیاره‌های کاندید برای مطالعات بیشتر انتخاب کرده است. 10 سیاره از این تعداد وسعتی کمتر از دو برابر زمین دارند.

به گزارش مهر به نقل از نیوساینتیست، محققان برای تایید یافته‌های خود باید سه «گذر» این سیاره از برابر ستاره‌اش را رصد کنند. اولین گذر سه روز پس از آغاز جمع‌آوری اطلاعات توسط کپلر در سال 2009 انجام شده است. گذر سوم در دسامبر 2010 انجام شده و از این رو اخترشناسان از آن به عنوان هدیه‌ای بزرگ و "سیاره کریسمس" یاد می‌کنند.

اواخر بهار نیم کره شمالی مریخ بود که پردازنده دوربین HiRISE مدارگرد اکتشافی مریخ جاسوسی این ساکن محلی را می‌کرد. منطقه پوشیده از غبار Amazonis Planitia، که در مرکز شیطان غباری چرخان در حال حرکت به سمت جنوب و شرق ( پایین و راست) است، حدود سی متر قطر دارد. شیطان غباری، غبار را به جو رقیق مریخی پرتاب می‌کند و تل غبار آن تا 800 متر بالای سطح مریخ می‌رسد. تل غبار بر خلاف مسیر شیطان غباری، به همراه یک نسیم غربی، به سمت شرق می‌وزد. در این منطقه متداول است زمانی که خورشید سطح سیاره را گرم می‌کند و گرما تولید می کند، باد بلند می‌شود و شروع به چرخش می‌کند، و بدین ترتیب شیاطین غباری به وجود می‌آیند. در تصاویر دیگر HiRISE برای شیاطین غباری گزارش شده است که بادهای مماس!! سرعتی تا 110 کیلومتر بر ساعت دارند.

فوران خورشید خشمگین

Happy Valentines Day

 

دانشمندان ناسا یک موشک دو مرحله‌ای را در میان آسمانی که به نور سبز رنگ شفق قطبی آلاسکا مزین شده بود پرتاب کردند

به گزارش خبرگزاری مهر، استیون پاول از دانشگاه کورنل در این خصوص گفت: "ما درحال بررسی چیزی هستیم که به آن هوای فضا گفته می‌شود. هوای فضا در اثر ذرات بارداری شکل می‌گیرد که از خورشید می‌رسند و با میدان مغناطیسی زمین تعامل می‌کند. ما به عنوان انسان این اثر را مستقیماً احساس نمی‌کنیم اما سیستم‌های الکترونیکی ما آن را درک می‌کنند."

این موشک که Terrier-Black Brant نام دارد شنبه شب 18 فوریه 2012 از پایگاه Poker Flat Research Range در فیربانکس آلاسکا پرتاب شد.

Terrier-Black Brant جریانی از اطلاعات را از فاصله 200 مایلی (حدود 322 کیلومتری) از سطح زمین و لحظاتی پس از پرتاب در زمان واقعی به زمین ارسال کرد.

دستگاه‌های این موشک دو مرحله‌ای از میدان‌های مغناطیسی و الکتریکی خاصی که توسط شفق‌ها ساخته شده‌اند، نمونه برداری کردند.

به گفته این دانشمندان، زمانی که فعالیت‌های خورشیدی به اوج خود می‌رسند توفان‌های خورشیدی که به زمین گسیل می‌شوند با فرستنده‌های "جی. پی. اس اینترنت ماهواره‌ای و سایر سیگنال‌ها تداخل می‌کنند

تشکیل سنگ تیسدیل 2 در مریخ
12 سپتامبر 2011

چرا این سنگ مریخی این مقدار فلز روی در خود دارد؟ این سنگ که تقریبا به اندازه و شکل یک میز چای‌خوری شیب‌دار است، به طور عجیبی مسطح و به سطح بالای آن نور تابیده، چند هفته پیش توسط مریخ نورد رباتیک فرصت که اکنون در حال پیمودن سراسر مریخ است مشاهده شد. در اوایل ماه گذشته فرصت به دهانه‌ی ایندیور رسید که بزرگترین عارضه‌ای است که تا به حال ملاقات کرده و اکنون در حال کاوش دیواره‌ی ایندیور برای یافتن سرنخ هایی است تا بفهمد مریخ مرطوب در میلیاردها سال پیش چگونه بوده است. سنگی که در تصویر بالا می‌بینید، تیسدیل 2 نام‌گذاری شده است، سنگی غیرعادی است که توسط فرصت در هفته‌ی گذشته کشف شد و اکنون گفته می‌شود که باقی مانده‌ای پرتاب شده از برخوردی است که دهانه ی اُدیسه که در همان نزدیکی است را به وجود آورد. اما نتیجه‌ی تحلیل شیمیایی تیسدیل 2 نشان داده است که این سنگ به طور عجیبی مقادیر زیادی عنصر روی در خود دارد. دلیل آن هنوز مشخص نیست اما ممکن است سرنخی از گذشته‌ی تمام آن ناحیه باشد. فرصت پیش از این هم سنگ‌هایی قدیمی تر از موارد مطالعه شده‌ی قبلی یافته است و به اکتشاف چندین شکل‌گیری جذاب سنگ های دیگر نیز ادامه خواهد داد که تا کنون فقط از فاصله‌ی دور نگاهی اجمالی به آنها انداخته است.

این نمای زیبا در صورت‌فلکی ماکیان که توسط تلسکوپ فضایی فرابنفش گالکس ثبت شده، گازهای داغی را نشان می‌دهد که پس از گذشت 5000 تا 8000 سال از انفجار ابرنواختری ستاره‌ای سنگین، هنوز داغند و تشعشع می‌کنند.

ذرات گاز درون این سحابی، سرعت زیاد خود را از انرژی انفجار ابرنواختری بدست آورده‌اند و وقتی به مولکول‌های کم‌سرعت یا ساکن محیط برخورد می‌کنند، دمایشان به‌قدری بالا می‌رود که پرتوهای فرابنفش از خود منتشر می‌کنند. این سحابی ابرنواختری حدود 1500 سال‌نوری از زمین فاصله دارد.